اوووووووه! فکر کنم نزدیک یک سالی هست که میخواهم وبلاگم را به روز کنم.
یکی از دوستان گفته بود ممكن اظهارات دوستان وسوسه زياد نوشتن را در شما تحريك كنه كه اين از راههاييست كه خروج از جاده تقوا وانصاف را نا محسوس ميكنه.
چه میشود کرد، تا میخواستم این دکمه «ثبت مطلب و بازسازی» وبلاگ را بزنم یکی از دوستان یک چیزی میگفت یا کامنتی می آمد و من هم که ایمانم را از سر راه نیاورده ام. تا اندکی بویی به مشامم می رسید که دارد وسوسه نوشتن در من تحریک می شود و احتمال خروج از جاده تقوا می رود. میزدم به سبک «سید شهیدان اهل قلم» همه نوشته ها را نابود میکردم (چقدر هم به من میاد) که خدای نکرده نشود آنچه نباید بشود.
همین روند ادامه داشت که یک هو به خودم آمدم و دیدم شدم جزو دار و دسته «قائدین»، همگان روند و آیند و من همچنان به خوابم. اتفاقات روز به روز گذشت و خم به ابروی نا مبارک ما نیامد. دیدم که از آن طرف بوم دارم می افتم که نه!! در حال سقوط آزادم، شاید هم مُردم خودم خبر ندارم. به هر حال خواستم با نوشتن این مطلب یک تنفس مصنوعی داده باشم به خودم شاید فرجی شد. ناگفته نماند که همین مطلب هم در پی نهیب یکی از دوستان قدیمی و خوب این حقیر سراپا تقصیر بود که نصفه شب از طریق پیام کوتاه به بنده زده شد و به اوشان قول دادم که در آینده نزدیک مطلب آپ شود.
باشد که دیگر اینچنین نباشد
............................................................
پ.ن: این مطلب را یک معذرت خواهی غیر مستقیم بینید بابت تاخیر شیبه تعطیل وبلاگ
به نام حق
اگر اندکی در فضای مجازی دوستان مذهبی گردش کنیم، شاید که نه، به یقین مهمترین بحث این روزها عملکرد قوه قضاییه و برخورد دوگانه آن با فعالان فتنه و فعالان ضدفتنه است.
در این بین افراط و تفریط عده ای از جمع منتقدین، مثل هر جمع دیگری امری
طبیعی است. اما آنچه باعث نگرانیست، حرکت خزنده ای است که بین دوستان مذهبی
افتاده و شاید حتی بدون آنکه خودشان متوجه باشند، آرام آرام به لطایف
الحیل و بهانه های به ظاهر زیبا اعتماد بین ابشان و قوه قضاییه و طبیعتن
بالعکسش را سست و سست تر میکند، اعتمادی که وجود دارد به خاطر همسنگر بودن و نیاز دو طرف به این
اعتماد برای هرچه بهتر پیش بردن فرآیندی که باید برای امروز و آینده این
نظام هرچه بهتر و با بازدهی بیشتر جلو برود.
برخورد افراطی دوستان در موضع گیری علیه قوه قضاییه موضوعی است که مخصوصن بعد از ماجرای حسین آقای قدیانی و نامه اش به رییس قوه و سپس حکم آقای اشتهاردی به شدت، شدت گرفت. خیلی از دوستان آنچنان به قوه قضاییه نگاه میکنند و با چنان عباراتی نسبت به آن موضع گیری میکنند که جز تخریب هر چه بر آن اسم بگذاریم خطاست.
ادامه مطلب...

